اسباب بازی ها
نازگل مامان ...
این یکی از اسباب بازی های دوست داشتنی شما هستش 
در یک چشم به هم زدن همه ی حلقه ها رو سوار می کنی و جوجو اردک رو روشون میذاری و با یه دست و هورای مامی و بابی، همگی کلی ذوق می کنیم
...
(وقتی که 9 ماه و نیمه بودی شروع به تلاش برای سر هم کردن این اسباب بازی داشتی و الان بعد از گذشت تقریبا 10 روز، خیلی سریع همه رو روی هم می چینی
... البته بعضی وقتا هم ترتیب حلقه ها رو از بزرگ به کوچیک رعایت نمی کنی
)
اینم یکی دیگه از اسباب بازی های شماست که برای سنین بالای 3 سال هستش ، که به کمکش اعداد، رنگ ها، اشکال هندسی و چیزهای دیگه رو قراره یاد بگیری ... ولی از وقتی که 5 - 6 ماهه بودی من مجبور شدم که این اسباب بازی رو در اختیارت بذارم!!!
چون یکی از وسیله هایی بود که می تونست تو رو برای چند دقیقه ای مشغول نگه داره تا من هم به کارهام برسم! ...
تا الان فقط این تیکه چوب های رنگی رو از جاشون در میوردی و پرت میکردی به اطراف یا این که من برات باهاشون شکل های مختلف درست میکردم و برج می ساختم و تو هم با مُشت می کوبیدی و خرابشون میکردی!!!
اماااااااااااااا جدیدا، می بینم که با حوصله و سماجت، سعی می کنی که هر کدوم رو هم سر جای خودش بذاری .... فدای دستای کوچولوی خوشگلت بشم 


حالا میرسیم به این دو تا جوجو ...
اینا مربوط میشه به 4 سال قبل از تولد خورشید خانومم ... توی اولین سالگرد ازدواجمون، خاله سرور برای نی نیمون هدیه داد 
این دو تا عروسک خوشکل که الان کمی کثیف و داغون شدن، از زمانی که تونستی با دستای کوچولوت چیزی رو تو دستت بگیری، در اختیارت بودن ... اول فقط با موهای جوجوی زرد بازی می کردی و توی دهنت میذاشتی ................. بعد حلقه های دور پاهاشون رو کشف کردی .............. بعد متوجه شدی که با تکون دادنشون، حلقه ها تکون می خورن و صدا میدن ............. تااااااااااااااا الان هم که هنوز جز محبوبان هستن 


اسباب بازی ها
